تنها نشریه آموزش بازی‌سازی پارسی زبان

نقد و بررسی بازی Shadow of the Tomb Raider

سومین نسخه ریبوت سری Tomb Raider که با عنوان Shadow of the Tomb Raider منتشر شده، عنوانی ساخته شده توسط Eidos Montréal بوده که پیشتر وظیفه ساخت بخش چند نفره در دو عنوان گذشته را در کارنامه داشته است. حال با غیبت Crystal Dynamics، سازنده دو قسمت پیشین، باید دید آیا Eidos Montréal در رسالت خود مبنی به پایان رساندن داستان لارا موفق بوده است یا خیر.

 

اولین چیزی که بعد از شروع بازی با آن برخورد کردم، فضا سازی‌های فوق‌العاده‌ای بود که از اولین نسخه ریبوت هنوز جایگاه خود را حفظ کرده است. ادامه ماجراهای باستان‌شناس و ماجراجوی جوان در آمریکای جنوبی در جستجوی شهری مخفی پیگیری می‌شود و در کنار شوقی که برای تجربه این بازی داشتم، شروع کار باعث شد کمی شوقم بخشکد و با دیدی نه‌چندان مثبت بازی را ادامه دهم. داستان این قسمت از بازی، همان‌طور که انتظار می‌رفت لارا را در مسیری قرار می‌دهد که خودش را می‌شناسد، گذشته‌اش را درون خودش حل می‌کند و به سوی آینده پیش می‌رود، قلب ترینیتی (Trinity) را می‌شناسد و برای نابودی‌اش تلاش می‌کند. دورنمای داستان و روایت چگونگی رفتن این راه بسیار استادانه نوشته و پرداخته شده و کارگردانی عالی نیز به لذت‌بخش‌تر بودن آن کمک به‌ سزایی می‌کند. اما مشکل اصلی Shadow of the Tomb Raider در استخوان‌بندی روایت‌ و نحوه بیان آن نیست، مشکل این است که اگر بخواهیم آن را سومین حلقه از یک زنجی به‌ شمار آوریم، دو حلقه‌ی اول با قدرت به یکدیگر متصل هستند و نقطه‌ی اتصال حلقه‌ی سوم با حلقه‌ی دوم در حدی سُست است که هر لحظه ممکن است رها شود. Shadow of the Tomb Raider گویی به ‌صورت خودآگاه می‌خواهد هرگونه ارتباط داستانی با نسخه‌ی پیشین خود را پس بزند و تلاشی برای اتصال خط داستانی نسخه‌ی قبل و جایی که به پایان رسید به نسخه‌ی جدید نمی‌کند. اگر Shadow of the Tomb Raider به‌عنوان یک اسپین‌آف یا یک نسخه مستقل از سه‌گانه ریبوت منتشر می‌شد، فقط کافی بود به‌جای ترینیتی یک فرقه و ماهیت جدید برای مقابله با شخصیت قهرمان داستان معرفی شود تا آن را تماما یک ماجرای مستقل دانست.

شما در Shadow of the Tomb Raider صرفا چون دارید رد ترینیتی را دنبال می‌کنید، از آمریکای جنوبی، پِرو، شهر مخفی و دیگر مکان‌ها و ماجراها سر درمی‌آورید و این نشان می‌دهد داستان پیوستگی خود را در مقایسه با ارتباط دو قسمت اول، از دست داده است و برای شکل دادن یک سه‌گانه تلاش می‌کند و گاهی درجا می‌زند. شاید بتوان گفت یکی از دلایل این مهم، تغییر تیم سازنده بازی از Crystal Dynamics به Edios Montreal است. در نسخه‌های پیشین، Crystal Dynamics وظیفه ساخت بازی را در دست داشت و Edios Montreal صرفا در نقش مشاور و دستیار در روند ساخت دخیل بود اما تقسیم‌ نقش‌ها در ساخت Shadow of the Tomb Raider درست در نقطه مخالف قرار دارد. Edios Montreal سابقه چندان درخشانی در ساخت دنباله‌ها و ریبوت‌ها ندارد، نه این ‌که سابقه بدی داشته باشد، که صرفا وظیفه ای را که بر عهده آن ها گذاشته شده است را بدون هیچ گونه نوآوری، به انجام می‌رساند که برای نمونه، می‌توان به دیگر عنوان ساخته شده توسط این استودیو، یعنی Thief اشاره کرد.
اما دلیل اصلی این عدم پیوستگی، بی‌روح شدن لارا در سومین ماجراجویی خود است. لارا دیگر در Shadow of the Tomb Raider آن پرداخت شخصیتی را ندارد که شما را بدون نیاز به هیچ بهانه و تلاشی با خود همراه می‌کرد. شخصیت‌پردازی لارا کرافت در این عنوان تقریبا نزدیک به صفر است و لارا صرفا تبدیل به واسطه‌ای برای تجربه بازی شده. در Shadow of the Tomb Raider شما آن لارایی که در نسخه اول با سختی‌های دنیای پدرش و دنیای خودش روبه‌رو شد، سپس در نسخه‌ی دوم دچار بحران شخصیتی شد و برای پرده برداشتن از راز بزرگ زندگی‌اش قدم برداشت را نمی‌بینید. شخصیت لارا در این قسمت می‌بایست به اوج خود می‌رسید و این نسخه از حیث شخصیت‌پردازی شخصیت اصلی‌اش می‌بایست سنگ‌تمام می‌گذاشت که متاسفانه چنین نشده و این به اوج رسیدن صرفا در ظاهر داستان دیده می‌شود. در باطن، هیچ خوراکی به شما داده نمی‌شود تا حس کنید این لارا، همانی است که آن اتفاقات را تجربه کرده است. خوشبختانه گذشته از این موارد داستانی، Shadow of the Tomb Raider کمبود خاصی که خیلی به آن ضربه بزند، ندارد.
گیم‌پلی این عنوان را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد (در واقع سازندگان نیز همین کار را انجام داده‌اند!):


مبارزات، گشت و گذار در محیط و حل معماهای گنجانده شده در بازی. خوشبختانه بخش لذت‌بخش‌تر بازی بیشتر حول محور پلتفرمر و پازل‌ها می‌گردد و این تاکید خوشایند بر روی این بخش‌ها از جانب سازندگان، باعث می‌شود تا علاقه‌مندان قدیمی‌تر و کسانی که با سری بازی Uncharted ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند، از تجربه Shadow of the Tomb Raider نیز راضی باشند. اینکه بیشتر حجم زمانی مراحل بازی به بخش‌های پازل و پلتفرمر اختصاص دارد، در عین حال نشان از عدم توجه سازندگان به مبارزات است. سیستم مبارزه تقریباً‌ بدون تغییر خاصی از شماره‌های قبل به این نسخه منتقل شده و البته تاکید آن نیز روی بخش مخفی‌کاری است. تقریباً اکثر نبردهای گنجانده شده با دشمنان مسلح را می‌توان به صورت مخفیانه به پایان برد و برای انجام آن هم تنها کافیست تا با فعال کردن Survival Instinct، دشمنانی را که از دیدرس یکدیگر به دور هستند و با رنگ زرد مشخص شده‌اند را یک به یک از بین ببرید. برای مخفی شدن نیز همیشه پوشش‌های گیاهی یا استتار به وسیله گِل (که از قضا همیشه هم در همان ابتدای محیط و در یک مکان بسیار مشخص قابل دسترسی است)آماده بهره بردن هستند. اینکه دشمنان با رنگ‌های زرد (به معنای دیده نشدن توسط دشمنان دیگر) ‌و قرمز (برای معرفی آنانی که در میدان دید دیگر دشمنان هستند) در هر زمانی مشخص می‌شوند، به نوعی روند مبارزات را خطی می‌کند. البته این قابلیت در درجه سختی بالاتر قابل دسترسی نیست. اینجاست که می‌توان به راحتی ضعف‌های هوش مصنوعی و باگ‌هایی که گاهاً برای مخاطبان عذاب‌آور خواهد بود را نظاره کرد. برای مثال در بسیار از مواقع می‌توان به راحتی از جلوی چشمان دشمنان گذشت و به کاورهای دیگر محیط وارد شد.
همان‌طور که اشاره شد، کم پیش می‌آید که مجبور بشوید از سلاح‌های گرم در مبارزات استفاده کنید، استفاده از سلاح‌ها با اینکه هیچ ایراد خاصی ندارند، هیچ چیز جدیدی بیشتر از دو شماره قبلی ارائه نمی‌دهند. به نظر می‌رسد این قسمت از بازی به طور صد‌ در صدی از شماره قبلی به نسخه جدید منتقل شده است. مبارزه با حیوانات نیز یکی از آن بخش‌هایی است که مخاطبان سری قدیمی Tomb Raider احتمالاً با آن خاطرات زیادی دارند، این مبارزات نیز در جای خود هیجان‌انگیز هستند، ولی جنب و جوش زیاد حیوانات وحشی، در خیلی از مواقع حمله آن‌ها از جهات مختلف را به همراه دارد و نبود نشانگری برای اینکه بدانید از چه سمتی مورد حمله قرار گرفته‌اید، یکی از موارد منفی به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد برای یافتن جهت حمله دشمنان بیش از هرچیزی باید به صدای آن‌ها توجه داشته باشید! پس استفاده از هدفون استریو در میان مبارزات فراموشتان نشود!
یکی از ویژگی‌های جدید بازی که Square Enix نیز روی آن تاکید بسیاری داشته است، Voice-Over Immersion نام دارد که با فعال کردن آن، شخصیت‌ها و NPCهای مختلف به زبانِ اصلی یا محلی خود صحبت می‌کنند. اما متاسفانه این مُد کاملا بی‌مصرف است و حتی ممکن است به جای غرق کردن شما در اتمسفرِ بازی، باعث شود همه چیز مصنوعی جلوه کند. فقط کافی است یک بار آن را امتحان کنید تا ببینید در حالی که NPCها با زبان اصلی خود صحبت می‌کنند، لارا کاملا متوجه شده و جواب آنها را به انگلیسی می‌دهد و این افراد نیز که ابدا تا به حال از شهر زندگی خود خارج نشده‌اند،‌ جملات انگلیسی لارا را بدون هیچ مشکلی متوجه شده و با او تعامل می‌کنند! بنابراین بهتر است از این مُد دوری کنید زیرا دقیقا برعکسِ چیزی که باید باشد عمل می‌کند! Eidos Montreal می‌توانست از قابلیت‌های مختلف بازی از جمله یادگیریِ زبان محلی توسط لارا استفاده کند تا به این ویژگی حس پیشروی تزریق کند و آنرا به صورت کامل و واقع‌گرایانه ارائه دهد اما حالا صرفا یک قابلیت ناقص است که به تجربه‌ی بازی صدمه می‌زند.
همانطور که از اسم آن پیداست، Shadow of the Tomb Raider در مبارزات خود روی مخفی‌کاری تمرکز بیشتری کرده است. لارا می‌تواند بر سرتاپای خود گِل مالیده و مانند سایه‌ای در بین پوشش گیاهیِ فراوانی که در محیط‌های مختلف در دسترس است، خود را پنهان کند. مکانیک‌های مخفی‌کاری با این که بشدت ساده هستند اما استفاده از آن‌ها رضایت‌بخش بوده و شما را تشویق می‌کند که در صورت امکان از این روش دشمنان خود را از پای دربیاورید. می‌توانید دشمنان را از درختان به دار بیاویزید، روی سربازانِ مرده تله‌های انفجاری نصب کنید و رویکردهای مخفی‌کاری و نبردهای رو در رو را با هم ترکیب کنید تا به این روند تنوع دهید.


گشت و گذار در محیط بازی سیستم‌های متعدد دیگری را نیز در بر می‌گیرد که تقریباً همگی آن‌ها را در نسخه‌های قبلی‌ نیز تجربه کرده‌ایم. سیستم Crafting یکی از ارکان مهم گیم‌پلی است و اینکه ۳ دکمه مختلف بر روی گیم‌پد برای همین موضوع در نظر گرفته شده است نشان از اهمیت آن برای سیر مراحل بازی دارد. منابعی که باید با ترکیب آن‌ها وسیله‌های مورد نیاز را بسازید نیز به مقدار بسیار زیاد در محیط وجود دارد. در ابتدا شاید اینطور به نظر برسد که منابع محدود است و لذا باید از آن‌ها به طور بهینه‌ استفاده کرد، اما در عمل پس از کمی پیشرفت در بازی متوجه خواهید شد که همیشه منابعتان تا انتها پر خواهد بود. البته مقدار آن‌ها نیز در درجه سختی بالاتر محدودتر است و در عین حال حتی با استفاده از Survival Instinct هم مشخص نخواهند شد. قابلیت آپگرید قدرت‌های شخصی لارا و همچنین اسلحه‌های او با گرفتن Skill Pointها نیز با وجود اینکه به دور از کاستی است، اما هیچ چیز جدیدی برای عرضه ندارد و نمی‌توان از آن به عنوان یک ویژگی جدید یا قابل توجه یاد کرد. بخش زیادی از هر مرحله هم به بهانه‌های گوناگون در محیط زیر آب دنبال می‌شود که در ابتدای بازی به‌جا هستند اما با جلو رفتن در مراحل، تا مقدار زیادی بی ‌مورد و حوصله سر بر به نظر خواهند آمد. برای چالشی‌ تر کردنشان هم تعداد زیادی ماهی گوشت‌خوار در محیط وجود دارند که باید از دست آن‌ها نیز فرار کنید و البته مدت زمان زیادی را نیز در کاورهای زیر آب بگذرانید.
یکی از بهترین ویژگی‌های Shadow of the Tomb Raider، مراحل جانبی متنوع و زیاد آن است. از انواع اشیای قابل جمع آوری گرفته تا ماموریت‌های فرعی و مقبره‌ها، می‌توانید مطمئن باشید که حتی اگر در ابتدا هدفتان تنها گذراندن مراحل اصلی بازی است، مدت زیادی از زمانتان را به این‌گونه مراحل اختصاص خواهید داد. چرا که تعامل با NPCها موردی است که در جهان نسبتاً بزرگ بازی، به تعداد بسیار زیادی در بازی گنجانده شده است و شاید اوایل مواجهه با آن‌ها بخواهید نادیده‌شان بگیرید، اما طولی نخواهد کشید که کنجکاو خواهید شد تا ببینید این مردمان چه حرفی برای گفتن دارند. البته که تمامی اینگونه مراحل هیجان‌انگیز نیستند و گاهاً در حد کشتن چند دشمن یا صحبت با دو-سه NPC دیگر است، اما در اغلب اوقات پیگیری داستان‌هایشان در نوع خود جالب است

هر چقدر که تصویرگران و طراحان بازی را تحسین کردیم، می‌بایست صداگذاران و تیم موسیقی آن را نیز تحسین کنیم. موسیقی متن Shadow of the Tomb Raider در مقایسه با بازی‌های پیشین یک سروگردن بالاتر است و می‌توان خارج از بازی نیز به آنها گوش دل سپرد. گذشته از تم اصلی سری، موسیقی متن دو بازی پیشین گاهی فقط در خود بازی کاربرد داشتند و گاهی در خود بازی نیز آن‌چنان که باید به وظیفه‌شان عمل نمی‌کردند. در کنار موسیقی متن خوب، صداپیشگان نیز مثل همیشه عالی کار خود را انجام داده‌اند و به نقش‌هایشان جان داده‌اند. نکته دیگری که می‌توان آن را جزو نقاط قوت Shadow of the Tomb Raider دانست، صداگذاری محیط است. زمانی که موسیقی متنی پخش نمی‌شود نیز صداگذاری فوق‌العاده محیط باعث می‌شود در فضای بازی باقی بمانید و با سکوت‌های تام و عجیب‌وغریب از فضای بازی فاصله نگیرید. در شهرها این مهم بیشتر توجه‌تان را جلب می‌کند، زیرا صدا و هیایوی مردم در شهر درکنار مکان‌هایی که موسیقی محلی اجرا می‌شود، به‌خودی خود یک موسیقی متن طبیعی به‌شمار می‌رود.


Shadow of the Tomb Raider یک بازی باکیفیت و خوب است که شما را در دنیای خود غرق می‌کند و با ماجراهایش همراه. اگر در زمینه شخصیت‌پردازی قهرمان داستان و پیوستگی شاکله‌ی داستانی سه‌گانه کوتاهی نمی‌شد، سومین قسمت از ریبوت سری Tomb Raider می‌توانست به یکی از خاطره‌انگیزترین ماجراجویی‌های لارا کرافت و تمامی بازی‌بازها تبدیل شود.

7.5
  • Design 7.5

Comments are closed.